خرید ساعت مچی

|

صفحات پاپ آپ popup window

جهش فنر مانند!!! - بهنام فرهادی
X
تبلیغات
رایتل

بهنام فرهادی

جهش فنر مانند!!!

من نمیخواهم از جریان خاصی طرفداری کنم یا برعکس، من هم مانند خیلی از افراد از گسترش آزادی های مدنی خوشحال می شوم، بحث اصلا بر سر این مسائل نیست، من حامی یا طرفدار جناب آقای احمدی نژاد یا هر شخصیت دیگری نیستم ولی یادمان باشد همین آقای احمدی نژاد خیلی چیزها را به ما فهماند، فهماند که میشود قانون را دور زد و اصلا به آن توجه نکرد بی آن که اتفاق خاصی بیافتد، فهماند که در مجلس خبری از قانونگذاری نیست بلکه نمایندگان محترم  به کارهای دیگرشان میپردازند، فهماند میشود مقابل "فصل الخطاب" ایستاد و سنگ نشد، فهماند که میشود چند هزار میلیارد اختلاس انجام شود و آب از آب تکان نخورد، فهماند که خودش هم هیچ کاره بود، فهماند میشود مستقیما از امام زمان دستور گرفت و نیازی به نایب و این حرفها هم نیست، احمدی نژاد هر که بود خیلی چیزها را به ما فهماند، از کسی خط نگرفت، خوب یا بد حرف آخر را خودش میزد، از جنس مردم بود، احمدی نژاد احمدی نژاد بود...
شاید در شرایط کنونی گفتن این حرفها احمقانه به نظر بیاد ولی لااقل مینویسم تا برای خودم به یادگار بماند در زمانی که همه غرق در جشن پیروزی بودند من چگونه می اندیشیدم.
یا حق
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 03:42 ق.ظ | نویسنده: بهنام | چاپ مطلب
نظرات (8)
سه‌شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1392 11:43 ق.ظ
پگاه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
فهماند میشود مستقیما از امام زمان دستور گرفت و نیازی به نایب و این حرفها هم نیست... خیلی جالب بود!
پاسخ:
جالب تر هم میشه حالا . . . صبر کن
سه‌شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1392 04:28 ب.ظ
حوا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نترس از آن ک های و هوی دارد...
پاسخ:
چشم :)
چهارشنبه 26 تیر‌ماه سال 1392 07:47 ق.ظ
عاصی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خب ... رفتار این فرد در نوع خودش یه جورایی شجاعانه بوده... هرچند شجاعتش بیشتر به چاشنی حماقت متصل بوده و باعث ناآرامی اذهان عمومی شده
پاسخ:
دیدگاه ها متفاوته
پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1392 12:20 ب.ظ
رازگل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دلم تنگ میشود گاهی...
پاسخ:
گاهی...
شنبه 29 تیر‌ماه سال 1392 04:34 ب.ظ
حوا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آپ کن خوووووووو
پاسخ:
خوووووووووووووووو تونم
سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1392 11:00 ق.ظ
پگاه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بدون سلام علیک اومدم انتقاد کنم!دیگه هرچی هیشکی بهت هیچی نگفت بسته!
تو چرا انقدر کم رنگ شدی؟ چرا انقد کم می نویسی؟ چرا رها کردی شعر و شاعری رو؟ از خیر غزل هم گذشتی؟
می دونی هر یک هفته و یک ماهی که از دست به قلم نبردنت می گذره چقدر تلاش بیشتری رو می طلبه برای بازگشت به همون سطح سابقت؟ می تونی عواقبش رو متحمل بشی؟ اصلا آدم درجا زدنی تو؟
مشغله داری؟ مشغله هاتو شعر کن! حوصله نداری؟ حوصله رو آدم یه روز نداره یه هفته نداره اصن فوقش یه ماه نداره. چرا خودتو مجاب نمی کنی به نوشتن؟ از چهارتا خط ساده شروع کن. اما بنویس! یه کاری نکن هرچی حرص از دست خودمو کم کاری های خودم دارم بیام اینجا سر تو خالی کنم.
ما ازت می خوایم که باشی... نه در حد گذشته، اما باش.
بنویس بهنام! بنویس!
پاسخ:
اون اولش چی چی نوشتی؟؟؟ :|

با اجازتون درگیر یک غرل هستم :)

شدیدا حق با توئه، منتظر همین تشر بودم :)
چهارشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1392 02:09 ب.ظ
رقصنده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آیا نخواهی چیز دیگری نوشت؟
پاسخ:
خواهم نوشتن کردندی همین چن روز آیا...
دوشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1392 01:47 ب.ظ
پگاه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کدومو میگی؟ هرچی هیشکی بهت هیچی نگفت منو مسخره می کنی؟
عصبانی بودم خب!
پاسخ:
عصبانی نشو... خوب نیست....برای اعصاب ضرل داره وا ... :)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد